امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات دخترعزیزم آیداوکوچولوی دوست داشتنی امیرمحمد

نگرانیهای مامان محدثه

ایدا جون درتاریخ 83/10/16روزچهارشنبه وارد9ماهگی شد.ازکلمه هایی که میگه باباواب ووقتی بهش میگیم دست بده اینکاررومی کنه ولی نه می خزه ونه دندون دراورده ومن خیلی نگرانم چون دیگه الان وقت خزیدنش هست .با روروک خیلی خوب میره وبه قول خاله منصوره مثل حرفه ایها.مامان میگه نخزیدنش بخاطرتنبلیش هست وگرنه مشکل دیگه ای نداره.اینجا می خوام چندتاعکس بذارم.   ...
21 بهمن 1391

اولین دندان

ایدادقیقا9/5ماهه بودکه اولین دندانش دراومدوخیال ماروراحت کرد.ازکارهای جدیدی که انجام می ده اینه که وقتی میگیم ساعت کوبلافاصله به دیوارنگاه میکنه یا وقتی که میگیم دست بزن  درحالیکه یک دستش روثابت نگه میداره با اون یکی دست می زنه همه میگن عجب دختر تنبلی داری حتی تواین مورد هم به خودش سختی نمی ده.اوایل اسفند83بودکه تازه خزیدن رویادگرفت البته به شیوه کاملا جدید که مختص خودش بود وبا بقیه بچه ها فرق می کرد .ایدانشسته می خزیدواینقدر این کار را با مهارت انجام می دادکه همه رو شگفت زده می کرد. ...
21 بهمن 1391

ماجراهای آیداومامان محدثه

شناسنامه ایداراروز سوم تولدش گرفتیم.اونروزهاخیلی خوشحال بودیم مثل اینکه روی ابرهاراه می رفتیم .باورمون نمی شدحالاواقعا یک خانواده بودیم وبیشتراحساس مسئولیت واستقلال می کردیم. موضوعی که حالافکرم رومشغول کرده بودسورخ کردن گوش ایدابود.ایدا38روزه که شد مامان زنگ زدبه رباب خانم همسایمون که بیادوگوش ایداراسورخ کنه مهدی وفهیمه من را ازاتاق بیرون کرده بودندومن پشت درگریه می کردم صدای جیغ ایدا که بلند شددیگه طاقت نیاوردم ورفتم تواتاق ایدا را بغل کرده بودم وگریه می کردم رباب خانم می گفت بچه الان ساکته اصلا هم اذیت نشده اگه بخواهی بااین چیزهای کوچک ناراحت بشی توی زندگیت کم می اری چون هنوز اول راه هستی. ایدا چون یکماه زودتردنیا اومده بودقرمز وپراز موبود...
14 بهمن 1391

شناسنامه ایداوامیرمحمد

ا یدادرروزچهارشنبه مورخ 1383/2/16دربیمارستان ارجمندباوزن 2500 وقد47سانتی مترودورسر33سانتی متردرساعت 10:30وامیرمحمددرروزشنبه مورخ 1387/9/10دربیمارستان ارجمندباوزن 2650وقد50سانتی مترودورسر34/5سانتی متردرساعت 10:10توسط دکتر بی بی شهنازعالی پابه زندگی ما گذاشتن وزندگی دونفره مامان وباباروغرق درشوروسرورکردند.
2 بهمن 1391

خوش اومدی قشنگترین هدیه زندگی مامان وبابا

فتبارک الله احسن الخالقین ب عضی ازلحظه های زندگی ارزش حک شدن درخاطروماندگاری همیشه رادارندوبرای من اولین لحظه ای که ایدا رادربغل گرفته بودم وحس پرارزش مادری رااحساس می کردم فراموش نشدنی است. ازخدا خواستم مارادرامرخطیرپدرومادربودن یاری کندتابتوانیم بهترین هارابرایت فراهم کنیم. ************************* یارب این نوگل خندان که سپردی به منش می سپارم به توازچشم حسودچمنش نفس نازترازجان چه شدازچشم بدان دوربادافت دورفلک ازجان وتنش ...
2 بهمن 1391

به نام خدا

به نام خداوندی که داشتن اوجبران همه نداشته های من است... خدایا،حکمت قدمهایی راکه برایم برمی داری برمن اشکارکن تادرهایی راکه به سویم می گشایی ،ندانسته نبندم ودرهایی که به رویم می بندی به اصرارنگشایم. ...
2 بهمن 1391